خاطراتی از کودکمMemories From My Child
از خاطره هایم می نویسم،از غم و شادی،از دغدغه هایم می نویسم از مسیر مادری و همسری که می پیمایم و تلاش می کنم که در این میانه آجرهای وجودم را به انتها نرسانم و تعادلی که هر روز و هر روز برای یافتنش تلاش می کنم
قالب وبلاگ


 


دخترم زندگی را دوست داشته باش زندگی را زندگی کن حتی وقتی بزرگ شدی کودکانه زندگی کن جانکم

[ جمعه ٢٢ امرداد ۱۳٩٥ ] [ ۳:٠۸ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

و اما:

بعد از گذشت تقریباَ یک سال از انجام موفقیت آمیز دو پروژه ی اولیه ی الینا یعنی:

1_ از شیر گرفتن 2_ خداحافظی با پوشک

اکنون پروژه ی سوم یعنی 3_خوابیدن در اتاق خودش هم عملی و باموفقیت به اتمام رسید.

الان تقریباَ بیست روزه که الینا به تنهایی توی اتاق و تخت خودش میخوابه.

قبلاَ گفته بود که اگه فرشته های مهربون برام یه پاندا بیارن من و اون توی اتاقم میخوابیم. که توی جشن تولدش به آرزوش رسید و صاحب پاندا شد از همون روز به بعد چند روزی رو فقط ظهر و مدتی هم هست که هم ظهر و هم شب رو توی اتاق خودش میخوابه و بابت هر بار خوابیدن سه تا ستاره میگیره.

[ شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٩:٢٩ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

یه روش تشویق جدیدی که دارم برای الینا انجام میدم اینه که بعد از انجام هر کار خوب یه ستاره میگیره.

به این روش که روی دیوار اتاقش یه کاغذ چسبوندم که روزهای هفته رو روی اون نوشتم. هر روز بابت هر کار خوبش یه ستاره میگیره و در مقابل هر سه تا ستاره یه برچسب میگیره و در مقابل هر هفت برچسب یه جایزه دریافت میکنه. 

الینا خیلی سعی میکنه که کارهای خوب بیشتری رو در طول روز انجام بده و اگه ازم بشنوه که اگه این کار اشتباه رو دوباره انجام بدی ستاره هاتو پاک میکنم خیلی دلگیر میشه و سعی میکنه اون کار اشتباه رو تکرار نکنه. 

[ شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٩:۱٥ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

تو جمع دوستاش کلی نقاشی کشید

توی نمایشگاه دور زد و سی دی های آموزشی خرید

روی صورتش نقاشی کردن

این هم گربه کوچولوی ما

از برنامه ی رنگین کمان، پنگول و نیما و کیمیا هم اومده بودن

یه عکس با نیما

یه عکس با کیمیا

یه عکس با پاندا

الینا گربه چی میگه؟ میو

خیلی خیلی خوش گذشت جای همتون خالی بود لبخند

[ شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

این هم هدیه ی زینب جون به الینا

مرسی زینب جون

[ یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٤:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

چند روز پیش آماده شده بودیم که بریم بیرون، بعد از کلی گ ... ر ... ی ... ه که من دوست ندارم باهاتون بیام بیرون این چند تا عکس رو ازش گرفتم. که بعداً خودش گفت اینا عکسای ناراحتی هامه !!!

[ یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر

را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .

مادرعزیزم روزت مبارک

❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

[ سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۳:۳۱ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

شکلکهای جالب آروین گل همیشه بهارم ، شادباش ما را برای ورودت به سی و هفت ماهگی پذیرا باش.

عزیز دلم سه سال و یک ماهگیت مبارک 

[ سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۸:٠٠ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

چه کیفی داره خواب بعدازظهر ، بعد از یه عالمه بازی و فعالیت و خستگیه روز

زیبای خفته ی مامان

[ دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینا میخوام ازت عکس بگیرم ...

بگیر مامان

 

[ دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

آفرین به دختر گلم که توی اتاق خودش بازی میکنه ...

[ دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

نگارش با تاخیر چند روزه ( چهارشنبه 28 فروردین )

امروز تولد خودمه، وای چقدر تولد توی تولد شد! وقتی مامان باشی، تولدت هم تحت الشعاع شادیهای دلبندت قرار میگیره. صبح که بیدار شدی و به هم سلام و صبح به خیر گفتیم، بهت گفتم امروز تولدمه ها ... تو هم محکم بغلم کردی و گفتی: مامان جون تولدت مبارک ... هیچ وقت تا به حال تبریکای تولدم به این اندازه شاد نبود.

فقط به همون یه بار هم خاتمه پیدا نکرد و تا شب صد بار دیگه گفتی: مامان جون تولدت مبارک.

❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

[ چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱:٤٩ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

و این هم عکسهای تولد سه سالگیه الینای عزیزم

❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

الینا مشغول ناخنک زدن به کیک

بیا شمعها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی

این هم پاندایی که الینا آرزوی داشتنش رو داشت

این همون لباسیه که هر سال قراره بپوشه تا اندازش بشهنیشخند

[ شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۳:٤٥ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

تبریک تولد, متن زیبا, اس ام اس تبریک تولد, متن های عاشقانه

تمام دارایی من قلبی است که در سینه دارم و برای تو می تپد ، آن را به تو تقدیم میکنم

همسر مهربانم تولدت مبارک

 

[ جمعه ۳٠ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینا بخند ...

ای بابا بخند دخترم

این چه جور خندیدنیه !!! ولش کن نمی خواد بخندی.

مامان داره بارون میاد ببین دستمو خیس شده ...

[ چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینا و هفت سین

دخترم لحظه ی تحویل سال داره دعا میکنه.

اولین شخصی که در سال نو وارد خونمون شد. قدمت همیشه سبز عزیزم

[ یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٩:۱٢ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

*می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که :

* پدر تنها قهرمان بود .*
* عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد *
*بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... *
*بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . *
*تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. *
*تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود *
*و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!*


[ یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠۸ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینا یعنی:

زیبایی نا تمام ، نعمت و نکویی

در یونانی یعنی:

پرتو نور خورشید و درخشش نور

و از دیدگاه من یعنی:

ا : ادامه ی زندگیم

ل : لحظه ی آغازی دوباره

ی : یگانه ثمره ی عشقم

ن : ناب ترین احساس مادریم

ا : آرامش قلبم

 

[ یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۸:٤٤ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ جمعه ٢۳ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۳:٤۸ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ

الهی قربونت بشم که خودت ژست میگیری

[ دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

اووووووووووم م م م به به 

[ جمعه ۱٦ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٩:٢٧ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

پیتزای دستپخت بابا به به چه مزه ای داره


[ جمعه ۱٦ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٩:٢٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

به به نوش جونت مامان

آفرین دختر گلم

[ جمعه ۱٦ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠٦ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٩:۱٦ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینا در نوروز 1392

[ سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۸:٢۳ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

خصوصیات کودکان سه ساله

غلامحسین ریاحی 

خصوصیات جسمانی  -  حرکتی :

  • وزن و قد با سرعت رشد می کند ولی با مقایسه گذشته این سرعت کمتر است .
  • فعال و پر انرژی است ولی زود خسته می شود .
  • حرکت دست ها و چشم ها تا حدودی هماهنگ می شود .
  • مستعد ابتلا به بیماری های دوران کودکی است .
  • می تواند کاغذ را قیچی کند .
  • می تواند روی پنجه پا راه برود .

 

خصوصیات عقلی - ذهنی :

  • خود مدار است و به دیگران کمتر توجه دارد .
  • مسائل را از دید خود می بیند و نقطه نظرهای دیگران را درک نمی کند .
  • فکر می کند همه چیز ساخته دست بشر است .
  • فکر می کند که همه جمادات خصوصیات موجودات جاندار را دارا هستند .
  • به وسیله واژه ها و تجربه ها و خاطرات گذشته را به یاد می آورد .
  • قدرت تقلید شدید دارد .
  • از تجارب خود برای مادرش صحبت می کند .
  • حکایات ساده و قابل فهم را تکرار می کند.
  • اشیاء آشنایی را که می بیند نام می برد .
  • به طور قابل فهم حرف می زند .
  • به قصه گوش می دهد و می خواهد قصه هائی را که دوست دارد دوباره بشنود .
  • نسبت به مسائل جنسی کنجکاوی نشان می دهد .
  • سئوالات زیادی می کند که با (( جه )) و (( که )) شروع می شود .

 

خصوصیات عاطفی :

  • با خود و محیط زندگی خود سازگاری دارد .
  • انحصار طلب است .
  • به تائید بزرگترها نیاز دارد .
  • تحت تاثیر وضع و موقعیت کلی خانواده است .
  • ستیزه جو و لجباز است .
  • اگر مانع خواسته هایش شوند عکس العمل پرخاشگرانه نشان می دهد .
  • میل به رهبری دارد .
  • میل دارد مرکز توجه باشد و اگر توجه به شخص دیگری معطوف شود حسادت می ورزد .
  • بی ثبات و ناپایدار است . ( دقیقه ای خجالتی و دقیقه ای دیگر بسیار پررو است )
  • علاقه کودک از مادر به پدر منتقل می شود و پدر مظهر کمال تلقی می گردد . ( 5/3 سالگی ) 
  • یک دوره آرام و رضایت بخش برای مادر و کودک است‌.
  • بسیاری از کودکان خواست مادر را   ترجیح می دهند‌.
  • در این سن شما   می توانید با   کودک چانه   بزنید‌.
  • کودک آماده است در مقابل دریافت پاداش تن به انجام کارهای خواسته شده بدهد‌.
  • وقتی با   او با   دلیل و منطق صحبت می کنید ، گوش به حرف شما   می دهد‌.
  • تقاضاهای او از بزرگترها   خیلی کمتر است‌.
  • حرف زدن و سخن گفتن کودک کامل تر شده است .
  • قادر است احساساتش را   به شکل بهتری بیان کند .
  • قادر به درک دیگران است .
  • می تواند محرکات منفی را   مهار نماید .
  • کودک با   خود و اطرافیان توافق دارد .

 

خصوصیات اجتماعی :

  • در کنار کودکان دیگر به بازی مشغول می شود ولی با آنها بازی تمی کند .
  • برای کمک کردن در وظایف روزمره اظهار تمایل و استقلال می کند .
  • در روابطش احساس اطمینان و امنیت دیده می شود .
  • علاوه بر گرفتن به بخشیدن و دادن وسایل خود به دیگران علاقه نشان می دهد .
  • از دستورات دیگران اطاعت می کند . 
[ یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٤:٢٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

امروز روز دهم فروردین ماه هست ،یک روز بسیار قشنگ و آفتابی از اون روزهایی که آدم دوست داره نفس عمیق بکشه و ذره ذره وجودش رو پر از تازگی و نشاط کنه. سه سال پیش نزدیکای این روز هممون یه حال و هوای دیگه ای داشتیم. مخصوصاً من و بابایی. خوشحالی همراه با یه کم استرس. از اینکه توی این روز زیبا باید منتظر مسافر عزیزی باشیم که قرار بود تا با اومدنش فصل جدیدی توی زندگیمون بازکنه باورت نمیشه چه حالی داشتیم. تا اینکه انتظار به سررسید وخداوند مهربان سه سال پیش همچین روزی لطفش رو نسبت به من و بابایی تکمیل کرد و تو با اومدنت رنگی دیگه به زندگیمون دادی. ازخدا میخوام همیشه سربلند و موفق باشی.

تولدت مبارک عزیزم

نوروز 1392

[ شنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

درست یکسال پیش توی همین حال وهوای بهار بودیم که من و بابا یه تصمیم بزرگ گرفتیم. با اراده آهنین عزممون رو جزم کردیم که توی همین دید و بازدید عید که سرت گرمه، شما رو ازشیر بگیریم. (البته باتشکر فراوان از خاله جون که با وجودش خیلی خیلی بهمون کمک کرد.) 

که دقیقاً روز 6 فروردین صبح که بیدار شدی و یه دل سیر شیر خوردی با جی جی جون بای بای کردی و برای همیشه این یار و رفیق شفیق و دوست داشتنیت رو گذاشتی کنار.

بزرگتر شدی و خانومتر. 

شاید فکر کنی مگه دیگه چه خبره که واسه مامان این عمل سالگرد گرفتن هم داره. بله شما که یادت نیست چه وابستگی شدیدی به شیر مامان داشتی.

 

از اینها که بگذریم. یکسال دیگه هم گذشت باهمه اتفاقهای رنگاوارنگش. از همه رنگش.

 

مهم اینه که چقدر کوله بارمون سنگین ترشده. چقدر تجربه بدست‌آوردیم.

تودخترگلم که حسابی رفتارو اعمالت نشون دهنده کسب درجات عالی تجربه ست.

البته یه سری خصلت جدید هم داری که اقتضای سنته و باید با رفتارهای مناسب ما کم کم اونا رو ترک کنی.

ولی درکل دختری هستی فوق العاده اجتماعی. بلند سلام میکنی و سریع با همه دوست میشی و هیچ جا احساس غریبی نمیکنی. خیلی مودب به سوالهای دیگران پاسخ صحیح میدی. بابت هر کار و چیزی تشکر میکنی. خیلی از کارها رو خودت به تهایی بلدی انجام بدی مثل پوشیدن کفش و درآوردن لباسهات. به راحتی بالا و پایین رفتن از پله. تا حدودی کار کردن با لپ تاپ و موبایل. وای چرا دیگه یادم نمیاد!

سومین بهار زندگیت مبارک قند عسلم.

[ سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۳:٤٤ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

نوروز 1392 بر همه ی ایرانیان فرخنده و پیروز باد.

دختر گلم سومین بهار زندگیت بر تو مبارک بادا 

[ پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

همیشه ماه اسفند به خصوص روزاهایی که نزدیک عید میشه همه جا یه حال و هوای دیگه ای داره. همه ی مردم انگار پر انرژی تر میشن. همه هرکاری که از دستشون بر میاد انجام میدن تا نکنه خدای نکرده کوچکترین کار بمونه واسه سال جدید.

ما هم مثل بقیه ی آدمای دیگه در تکاپوی عیدیم.

فقط 24 ساعت دیگه مونده به لحظه ی نو شدن سال.

[ سه‌شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

سلام دوستای خوبم. ما به علت کارها و مشغولیتهای آخر سال و همچنین قطع بودن اینترنت یه مدتی نبودیم. چشمک

[ دوشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۸:۳۸ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

 

الهی غصه تو قلبت بمیره

الهی دشمنت عقده بگیره

الهی هر کجایی مهربونم

تنت سالم، دلت روزی نمیره

الهی درد و غم از تو جدا شه

الهی صاحب قلبت خدا شه

الهی هر کجا با هر که هستی

خدا بر صحن قلبت گل بپاشه

[ شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ جمعه ۱۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ سه‌شنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

با سلام

بعد از یه مدتی دوباره برگشتیم. و هم اکنون در دوره ی نقاهت به سر میبریم. بعد از یک هفته آنفولانزای شدیدی که من و الینا و باباش گرفته بودیم و کلی دارو و سرم و آمپول و خوردن شلغم و لیمو شیرین و جوشونده و سوپ ، وبعد از یه عالمه درد و سرفه های در حد خفگی که هنوز که هنوزه ادامه داره، ولی الان خداروشکر رو به بهبودیم. 

برای شفای همه ی بیماران دعا کنیم. که سلامتی بهترین نعمته به خدا.

 

[ شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٢:٥٤ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱ ] [ ٦:۳٦ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

گل دراومد از حموم بلبل دراومد از حموم ماچ

[ چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ۳:٢٩ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

اگه خدا نکرده مشکلی، بیماری، دردی... دارید در خدمتیم!

[ چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

مسافرت شمال - دی ماه 91 - هوای برفی و سرد و خیلی خیلی زیبا

[ سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]
[ سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

4 |10| 1391

خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت

کاشکی تو هم بفهمی که میمیرم از نبودنت

الینا جان هزارروزگیت مبارک

1000 روزگیت مبارک!

بقیه ی عکسها در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۱ ] [ ۳:٢۳ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

کودک دلبندم کودکانه هایت را با تمام وجود سراسر عشقم می ستایم
و لذت کودکیهایت را در دفترچه خاطرات ذهنم به یادگار نگه میدارم
تا هیچ گاه بی آلایشی بچگی هایت را از خاطر نبرم. 
کاش همچون کودکان بی ریا و پر مهر بودیم.

دخترم سی و سه ماهگیت مبارک


[ یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱ ] [ ۳:۱۸ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

دخترم ، وقتی نگاهت می کنم خداوند را به خاطره تمام مهربانیهایش سپاسگزارم.

الینا جونم دوسال و هشت ماهشه ( هزارماشااله ) و ...

سوره ی کوثر و توحید رو که بلد بود،خیلی وقته که سوره ی حمد و عصر رو هم یاد گرفته.

همه ی رنگها رو کامل بلده، حتی رنگهای غیر اصلی.

پنج تا پرچم کشورها رو میشناسه و در حال یادگیری بقیه پرچم هاست.

سی دی انگلیسی که میبینه یه سری از لغات رو باهاش تکرار میکنه.

به خوبی بازی میکنه و برای عروسکهاش قصه تعریف میکنه.

عاشق کتاب و کتاب خوندنه . بیشتر شعرها و قصه های کتاباشو حفظه و همراه مامان میخونه.

غیر ازاشکال هندسی ای که قبلاَ بلد بود، حالا مکعب و مخروط و استوانه رو هم یادگرفته.

چهار عمل اصلی ریاضی و مساوی رو هم میشناسه.

یه عالمه کلمه ی فارسی رو بلده بخونه.

همه ی بانکها رو از روی لگوی اونها میشناسه و اسمشو میگه.

با مداد بلده دایره و خط صاف بکشه.

و هنوز هم در حال آموزش دیدنه و عاشق اینه که یه چیز جدید یاد بگیره.

بگید هزار ماشااله

عاشقانه دوستت دارم

[ پنجشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٥:۳۱ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ یکشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٢:٤٩ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

علی - فاطمه  - الینا

[ یکشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٤۱ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]
[ سه‌شنبه ٢۱ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٩:٤٥ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

این هم کادو های الینا که مامانیش براش خریده

عروسک خواب

تفنگ بن تن

[ شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینای دوسال و نیمه

بقیه ی عکسهای آتلیه رو در اولین فرصت آپلود میکنم.

[ جمعه ۱٠ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢٥ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

سی و دو ماهه که هر لحظه اش صدای قلب تو ضربان زندگی منه

انشااله 120 ساله شی عشقم... 

[ جمعه ۱٠ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

اولین رستوران تخصی کودک که غذای کودک از 12 ماهگی به بالا را تهیه خواهد کرد به زودی در تهران و سایر شهرستان‌ها افتتاح خواهد شد. به گزارش در نشست خبری شرکت سرزمین کودک ایرانیان، مهندس عظیمی‌فر با اعلام اینکه رستوران‌های زنجیره‌ای ‌Kids Land بهزودی در سراسر کشور راهاندازی خواهند شد، گفت: برای تهران افتتاح 12 شعبه، مراکز استان‌ها سه شعبه و برای شهرستان‌های کوچک 1 شعبه برنامه‌ریزی شده است. وی با تأکید بر این‌که این مجموعه صرفاً یک رستوران نیست، بلکه مکانی فرهنگی و تفریحی است، اظهار کرد: این مجموعه با طراحی‌های منحصر به فرد متفاوت و همانند‌سازی فضای رویایی کودکان، همراه با ارائه غذای سالم که از مهمترین ویژگی‌های آن است دغدغه و نگرانی خانواده‌های آنان را برطرف می‌کند. در این رستوران‌ها علاوه بر غذای مناسب تمامی سنین، بسته‌ی غذایی کودکان 2 تا 5 سال متناسب با سن آنها به کودکان ارائه خواهد شد. مدیر‌عامل رستوران‌های زنجیره‌ای ‌Kids Land در پاسخ به این پرسش که با توجه به کاهش توان مالی خانواده‌ها، آیا امکان استفاده از رستوران سرزمین کودک ایرانیان محدود به طبقه خاصی از جامعه خواهد شد؟ اظهار داشت: ما رستورانی هستیم که در کنار غذای سالم، بازی رایگان هم در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهیم.نرخ غذاهای رستوران ما براساس نرخ اتحادیه خواهد بود. همچنین در این نشست خبری مهندس قدوسی مدیر بازرگانی شرکت اعلام کرد که تاکنون در هیچ کجای دنیا رستوران تخصصی برای کودک دیده نشده است و در بسیاری از رستوران‌ها، غذای کودک صرفاً با تغییر بسته‌بندی و حجم غذا مشابه غذای بزرگسالان تهیه و تحویل مشتری می‌شود. در این رستوران‌ها از 12 ماهگی تا بزرگسالی غذا پخت و ارائه می شود. مهندس ترابی مدیر اجرایی این مجموعه نیز از حضور تیم‌های ایرانی و سوئدی در طراحی فضاهای رستوران خبر داد و گفت: تمام تصاویر و طراحی‌های بکار رفته در این رستوران‌ها توسط یک تیم متخصص بررسی و عملیاتی شده که با مراجعه به آدرس اینترنتی www.iraniankindsland.ir می‌توان از آن بازدید کرد. در این رستوران‌ها سعی شده است با رنگ‌ها و بازی‌های مورد علاقه کودکان و حتی شخصیت‌های کارتونی کودک مجذوب محیط شود و بتواند ساعاتی خوش را کنار شخصیت‌های محبوب و مورد علاقه‌اش ببیند.

[ دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٤:۱۸ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ شنبه ٤ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:۱٧ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

صبحانه بین راهی

بقیه عکسها در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

تولدت مبارک

بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

بدون شرح...

[ دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

سی و یک ماه است که آرزویم آروزهای توست ,نفسم بسته به نفس توست , خواب ها و رویاهایم تکرار عشق توست و من مادر شده ام. خوب یا بد سخت و آسان را گذرانده ام. یاد گرفته ام این زیباترین مقام هستی(مادر بودن ) مشکل ترین هم هست و سعی کرده ام خوب باشم بهتر باشم . بسیاری از اوقات خودم بودم با غریزه ام با غریزه مادری ام . دوستم داشته باش تا ابد دختر نازنینم, من هم دوستت دارم . آنقدر که این روزها بهانه من برای زندگی کردن غیر از تو نیست.

با تشکر از وبلاگ زیبای مارتیای عزیز

[ چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینا برعکس پارسال که از عوض کردن لباس متنفر بود, عاشق اینه که هی لباساشو عوض کنه و با لباس جدید بازی کنه، جالب اینجاست که خودش میگه مامان دوربین بیار عکس بنداز !!! 

 

[ سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینا یاد گرفته موقع عکس انداختن ژست میگیره

این هم الینا به همراه عروسکش به نام آیدا

[ سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینا و دوستاش در یه جلسه ی مهم شرکت کرده بودند.

این هم عکسش

.

.

.

.

.

.

.

 

[ سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۳:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

من جگر گوشه ام را دوست دارم.

با بودن در کنارمان، حرفهایش، کارهایش، شادیهایش، ورجه و وورجه کردنهایش و... لبخندی را از سر شکرگذاری و رضایت بر لبان لحظاتمان مینشاند.

یک روز که با پدرش در مورد این موضوع صحبت میکردیم که اگر الینا را نداشتیم زندگی برایمان چه شکلی بود؟ اصلاً تصورش هم غیر ممکن بود.

ما مادر و پدرها باید دو نقطه ی آغاز در تاریخ زندگیمان حک کنیم و دومی مبداش تولد فرزندمان است!!!

به افتخار همه ی کودکان دنیا ...

[ یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۸:۳۸ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینای مامان که در سن دو سال و نیم به سر میبره روابط اجتماعی فوق العاده قوی داره. براش فرقی نمیکنه که کجا باشه توی صف نانوایی، توی فروشگاه، توی پارک، روی صندلی توی بانک یا هر جای دیگه ای که بتونه با دیگران ارتباط داشته باشه، سریع سر صحبت رو با بغل دستیش باز میکنه. اگه یه کودکی رو ببینه اول ازش میپرسه اسمت چیه؟ بعد خودشو معرفی میکنه و بعد هر چیزی رو که یادش بیاد براش تعریف میکنه.

این حس دوست یابی و رابطه اجتماعی خوبش باعث میشه هر جایی که میریم موقع برگشت با چندین نفر خداحافظی کنیم!

عکسشم که توی موبایل خیلی ها که نمیشناسیمشون و ازش خوششون اومده هست. ای بابا از دست این دختر بلا.

[ سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٦:۳٠ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

این چیه؟

یه روز که الینا از خواب بیدار شد متوجه شد از زیر بالشش صدای خش خش میاد! با تعجب بالششو بلند کرد و دید که زیرش یه کادوی خوشگل و در عین حال خوشمزه ست.

میخواید داستانشو براتون تعریف کنم؟

فرشته های مهربون هر شب یه هدیه برمیدارن و میرن سراغ بچه ها، هر بچه ای که کارهای خوب بیشتری انجام داده باشه هدیه رو میذارن زیر بالش اون بچه.

و اون شب فرشته ی قاصد خبر برد برای فرشته ی مهربون و گفت: یه بچه ای رو پیدا کردم که اسمش الیناست. مامانش گفت: حدود 48 ساعته که نه گریه کرده و نه بهوونه گیری. ناخن هاش رو هم دیگه توی دهنش نمیکنه. حرف مامان و باباش رو گوش میکنه. هر روز فقط یک ساعت CD تماشا میکنه. سر وقت میخوابه. غذا و مکملهای غذاییش رو بدون نق زدن میخوره... هنوز فرشته ی قاصد داشت کارهای خوب الینا رو میگفت که فرشته ی مهربون گفت: اووووووووووه چقدر کار خوب و اومد و هدیه رو گذاشت زیر بالش الینا.

کاش همیشه همینقدر شاد بودیم.

(گوشه ی لبش یه تبخال در حال خوب شدنه)

[ دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٤۱ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لا اقل یک روز کودک می‌شدیم

لبخندروز جهانی کودک بر تمامی کودکان جهان به ویژه الینای عزیزم مبارکلبخند

[ دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۳:۱۳ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

چشـمای بسته ی تو رو با بوسه بازش میکنم

قلب شکسته ی تو رو خودم نوازش میکنم

نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از کسی

تا وقتی من کنارتم به هر چی میخوای میرسی

خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت

کاشکی تو هم بفهمی که میمیرم از نبودنت

خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم

جای تو گریه میکنم جای تو غصه میخورم

هر چی که دوست داری بگو حرفای قلبتو بزن

دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من

من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم

کاشکی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم

[ دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٢٧ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینای خوشحاللبخند

بقیه عکسها در ادامه ی مطلب...


ادامه مطلب
[ شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

اگه دوست داری برو پایین عکسهای جدیدشو ببین 

                                                        .

                                                        .

                                                        .

باز هم دهم ماه شد و روز ورق خوردن یک برگ دیگر از ماه های دفتر سبز زندگی دختر کوچولوی ما

امروز که دهم مهر ماه 91 است دخترم سی امین ماه زندگیش را پشت سر میگذارد. دو و نیم سالگیت مبارک وروجک مامان ماچ

دخترم ازت ممنونم که منو لایق دونستی و پا به زندگیه من گذاشتی و اجازه دادی با وجود تو حس شیرین مادر بودن رو تجربه کنم بغل

عزیزترین هدیه خداوند، بهترینم، بهترینها رو برات از خدا میخوام.

قند عسل شاخه نبات فدای اون قد و بالات

[ دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

خدایا ...

به خاطر همه ی داشته ها و نداشته هایت شکر

به خاطر داشتن سلامتی شکر

به خاطر وجود تکیه گاهی همچون کوه در زندگیم شکر

به خاطر وجود هدیه ی بی نظیرت شکر

به خاطر وجود سایه ی پر مهر پدر و مادرامون شکر

به خاطر داشتن خانواده ای همچون زنجیر شکر

خدایا به همه ی مقدساتت قسمت میدم حتی برای ثانیه ای سایه ی مهربانیت رو از ما دریغ نکنی ...

...... خدایا شکر

[ دوشنبه ۳ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینا داری آدامس میخوری؟ ببینم آدامستو!

[ جمعه ۳۱ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۳:٢٥ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]
[ پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

   دخترم

برکت و محبت زندگی از وجود توست, سلامت و پایدار باشی.

روزت مبارک

[ سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینا وقتی به این شکل میره روی گردن بابا میشینه میگه: رفتم بالای بابا .

یه روز که این شکلی اومد پیشم گفت: مامان ببین بامزی رو رفته بالای الینا !

[ دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

وقتیکه چشمامو باز کردم , دیدم همه خوابیدن, خمیازه ای کشیدم و از تخت اومدم پایین.

بازم که پتو رو از روت کنار زدی! بخواب عزیزم

همسر مهربونم تموم خستگی هفتگیشو ریخته توی کیفشو گذاشته زیر سرش‌, بخواب مهربونم, هنوز وقت واسه استراحت مونده.

آروم در اتاق رو میبندم و تا مبادا خواب عزیزانمو به هم بزنم.

یه جمعه دیگه رسید , خدایا خوب تحویل شنبه ش بدی.

زیر کتری رو روشن می کنم.

یه پیاز برمی دارم و با چشمان اشک آلود اونو پوست می کنم و میریزم توی قابلمه تا جلز و ولزش بشه اولین موسیقی صبحگاهیم. بعد گوشت و لوبیا و سبزی خورشتی .

دیگه خیلی وقته که مادر هوس غذاهای دلچسبه شو نکرده. اونچیزی رو می پسنده که پدرو دختر بپسندن.

مشکلی نیست. دل به دیگری بستن همینه دیگه!

کتری هم جوش اومد , چند قاشق چای خشک میریزم توی قوری و می ذارم تا دم  بکشه به به چه عطری داره!

لباسای جمع شده توی سبد, صدام میزنن, اما باید صبر کنم بقیه بیدار شن که لباسشویی رو روشن کنم چون سروصداش باعث بهم خوردن آرامششون میشه! 

همه جا سکوته! یه سری به اینترنت میزنم و ... به دوستام, وبلاگم, خبرهای تازه,ایمیلم و ... یه سری میزنم و پا میشم. 

چه حس خوبی می ده روزتو با یه سری خبرهای خوب شروع کنی.

ساعت هنوز دهه.

هنوز روی مبل خیلی جا نگرفتم که گرد و خاکای معلوم نیست از کجا اومده روی میز و لب اپن بهم سلام می کنن.

ازجا پامیشم و با یه دستمال خشک و یه اسپری همه کاره جواب سلامشونو میدم.

اونقدر این پا و اون پا می کنم که دیگه وقت استراحت تموم میشه و صبح دختر کوچولوی قصه ی ما شروع میشه. صدا میزنه: ماماااااااان ... جانم؟ بیا

سلام عزیز مامان. صبح بخیر

پدر هم دیگه بیدار شده.

سریع میرم و لباسشویی رو روشن میکنم.

الان دیگه ساعت شده 11 ونیم صبح . خیال مادر راحت میشه که ناهار, رفت ساعت 4بعدازظهر خورده بشه. زیر خورشت قورمه سبزی که عطرش همه صبحو پر کرده رو کم می کنم و سفره صبحانه روآماده می کنم.

به به عجب نیمرویی شد. دوتا هم آب پز برای پدر و دختر به به .

توی دلم می گم: همه دنیارو با این صبحانه دیر خورده و دست جمعی یه خونواده سه نفری عوض نمی کنم.

سلام زندگی

زنده باد زندگی

[ جمعه ٢٤ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]
[ جمعه ۱٠ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٤:٤٥ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

همیشه در کنارم بمان، که دلیل بودنمی...

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه ۱٠ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٤:٥٧ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

دخترم، آرزو دارم هر وقت لبخند به دنبال جایی برای نشستن میگرده، لبان تو اون نزدیکی باشه!

•دخترم،آرزو دارم هر وقت لبخند دنبال جایی برای نشستن میگرده ، لبان تو آن نزدیکی باشه.


ادامه مطلب
[ شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

الینا : آخ بابا دلم درد میکنه

بابا : آخی لباستو بالا بده ببینم دلتو !

الینا : توش درد میکنه بابا دیده نمیشه که !!!!!!!!!!

   glossy smiley blue toothy smile

[ شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

ماهیان از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند و چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند، تلاطمهای زندگی حکمتی از خداونداست.

 پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه دریای روبرویمان...

[ شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

بقیه ی عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

تابستان 1390دریای بابلسر 

تابستان 1391 بندر انزلی

[ جمعه ۳ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٢:٤٧ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

بقیه ی عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

امیدوارم روزی برسه که یکی از شناگران ماهر باشیبغل

[ پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

[ چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]
[ چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]
[ سه‌شنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]

بقیه ی عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ سمیه . ح ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این شیرین عسل اسمش الیناست به معنای نعمت و فراوانی و نیکویی که در 10 فروردین 89 ساعت یک بعدازظهر از طرف خدای مهربون به ما هدیه داده شد و من و باباش خیلی خیلی دوستش داریم. اینجا برایش می نویسم از اولین های بین من و او تا بینهایت.که وقتی بزرگ شد بخونه و لذت ببره و بدونه که برای ما خیلی شیرین و عزیز بوده و قدر زحمتهاییکه واسش کشیدیم رو بدونه...
نويسندگان
موضوعات وب
 
امکانات وب